تبلیغات
پایگاه اطلاع رسانی شهدای خانوك
 
پایگاه اطلاع رسانی شهدای خانوك
 
 

یا أَیُّهَا الْعَزیزُ مَسَّنا وَ أَهْلَنَا الضُّرُّ وَ جِئْنا بِبِضاعَةٍ مُزْجاةٍ فَأَوْفِ لَنَا الْکَیْلَ وَ تَصَدَّقْ عَلَیْنا إِنَّ اللَّهَ یَجْزِی الْمُتَصَدِّقین

السلام علیكم ایهاالشهدا والصدیقین ، السلام علیكم یا انصار دین اللّه السلام علیكم یا انصار رسول اللّه السلام علیكم یا انصار امیرالمومنین السلام علیكم یا انصار فاطمه الزهراء سیده نساء العالمین السلام علیكم یا انصار ابی محمد الحسن بن على الزكى الناصح الامین، السلام علیكم یا انصار ابی عبداللّه بابى انتم و امى طبتم و طابت الارض التى فیها دفنتم و فزتم فوزا عظیما فیالیتنى كنت معكم فافوز معكم

حضرت زهرا سلام الله علیها فرمودند:

از دنیای شما سه چیز محبوب من است : 1 - تلاوت قرآن 2 - نگاه به چهره رسول خدا ( صلی الله علیه و آله ) 3 - انفاق در راه خدا

در دعایی می فرمودند:

پروردگارا! بزرگا! به حق پیامبرانی كه آنها را برگزیدی و به گریه های حسن و حسین در فراق من ، از تو می خواهم گناهكاران شیعیان من و شیعیان فرزندان مرا ببخشایی.

و درحدیثی دیگر می فرمایند: تلاوت كننده سوره های حدید و واقعه و الرحمن ، در آسمانها و زمین اهل بهشت خوانده می شود.

و همچنین می فرمایند:وآن لحظه ای كه زن در خانه خود می ماند ، ( و به امور زندگی و تربیت فرزند می پردازد ) به خدا نزدیك تر است.

 

تعجیل در ظهورآقا امام زمان (عج) و همچنین شادی ارواح طیبه شهدا  اجماعاًصلوات بلند  بفرستید.

با عرض سلام و خیرمقدم به خدمت شما مردم شهر شهیدآباد خانوك و خانواده های معظم و معزز شهدا به اطلاع می رساند، دعای توسل هیئت شهدا امشب به یاد شهیدان   حمید نخعی ، محمد بیدوئی نژاد، علی اسدی فرزند ابراهیم،و محمد جلالی پور  منعقد گردیده است و همچین دعای توسل دو هفته آینده درتاریخ 5/اردیبهشت ماه/ 1391  مصادف با 2 جمادی الاثانی به یاد شهیدان حسین عربنژاد فرزند اكبر علی نجف،علی عربنژاد فرزند حسین غلامعلی در همین مكان بعد از اقامه نماز مغرب و عشا برگزار میگردد.

 

شهید حمیدنخعی فرزند عباس در سال 1345 در شهر دارالعباده خانوک به دنیا آمد وهمچنین در 2/فروردین ماه/1361در منطقه دشت عباس در عملیات فتح المبین به درجه رفیع شهادت نائل آمد.

مادر  شهید چنین نقل می کند: ‌همیشه با وضو او را شیر می‌دادم و عقیده داشتم با این كار او نوحه‌خوان  میشود،  حمید همیشه نمازش را سر وقت می‌خواند. از سن 12 سالگی هم تمام روزه‌هایش را می گرفت ،در مجالس روضه هم  شرکت می نمود. نماز جماعت هم هر وقت برگزار می‌شد، ‌حضور داشت.

در پایان تمام نامه‌ها، خواهرانش را به حفظ حجاب و حمایت از امام‌ خمینی فرا خوانده بود، در وصیت‌نامه‌اش نوشته: مادر،‌ اگر من شهید شدم، كنار دوستانم در گلزار شهدا دفنم كنید و به خواهرانم بگویید حجاب خود را رعایت كنند. شما هم صبر و طاقت داشته باشید و شیر خود را حلالم كن‌ودست از حمایت امام خمینی برندارید

شهید علی اسدی فرزند ابراهیم در سال 1343 در شهر خانوک به دنیا آمد وهمچنین در 25/فروردین ماه/1360در منطقه مهاباد در عملیات كربلای9 به درجه رفیع شهادت نائل آمد.

 

یکی از همرزمان شهید چنین نقل می کند:

هر موقع به او می‌گفتیم علی برو به خانواده‌ات زنگ بزن، می‌گفت صبح می‌روم. یك روز دیگر می‌روم. اصلاً از خانه و زندگی دل بریده بود. خیلی به امام علاقه داشت. یك روز رفت توی شهر مهاباد رساله گرفت و آمد. یك روز نشست 150 مسئله از رساله امام (ره) راحفظ كرد. شب آمد، ‌گفت: بچه‌ها هر كدام در مسئله‌ای مشكل دارید، بگویید من جواب دهم، در عملیات ، ‌اولین نفری بود كه شهید شد.

 

مادر شهید چنین نقل می کند: در بین بچه‌های من، علی تنها كسی بود كه اصلاً علاقه‌ای به دنیا نداشت. مثل اینكه خداوند او را برای شهادت آفریده بود. خیلی نورانی بود

علی شهید دوم خانوك بود و این برای من افتخار بسیار بزرگی است. امیدوارم خداوند هم بپذیرد. در آخر برای خدمتكاران اسلام آرزوی موفقیت دارم و از مردم می‌خواهم پیرو خط امام باشند و یاد شهدا را زنده نگه دارند.

 

   شهید محمد بیدوئی‌نژاد فرزند نظرعلی در سال 1350 در شهر خانوك به دنیا آمد وهمچنین در 4/اردیبهشت ماه/1367در منطقه شلمچه در عملیات تك عراق به درجه رفیع شهادت نائل آمد.

مادر شهید چنین نقل می کند:

یك روز صبح بلند شدم محمد را شیر بدهم، دیدم نوری از جلوی اتاق عبور كرد. بعد از آن زندگی ما بركت پیدا كرد. هر وقتی هم كه او را شیر می‌‌دادم، ‌وضو می‌گرفتم. روزه‌هایم را نیز در آن دوران می‌گرفتم. به همین علت محمد فرزند خوبی شد. خیلی مظلوم و مؤمن بود. پدر محمد همیشه از او راضی بود چون كمكش می‌داد. یك بار رفته بود سر زمین‌هایمان كار كند، كفش‌هایش را آنجا گذاشته بود. بعد از شهادتش پدر او با دیدن كفش‌ها گریه می‌كرد. خیلی محمد را دوست داشت.

یکی از همرزمان شهید چنین نقل می کند:

بر اثر اصابت تركش گلوله از بالای زانو، هر دو پایش قطع شده بود به طوری كه استخوان‌های او كاملاً مشخص بود. من سریع كنارش رفتم، چشمانش را بسته بود. می‌گفت: سوختم، پاهایم درد می‌كند. من گفتم: محمد داری شهید می‌شوی، خیلی خوشحال شد. گفتم: بگو یا زهرا، یا حسین، و محمد با همین ذكر بود كه شهید شد.

شهید محمد جلالی‌پور فرزند حسین در سال 1346 در شهر حمیدیه به دنیا آمد وهمچنین در 20/فروردین ماه/1362در منطقه شلمچه در عملیات والفجر1 به درجه رفیع شهادت نائل آمد

مادر شهید چنین نقل می کند:

‌دیدم توی اتاق نشسته و با قرآن استخاره می‌گیرد. گفتم: محمد برای چه استخاره می‌گیری؟ گفت: اگر بگویم، ناراحت می‌شوی. گفتم: ناراحت نمی‌شوم، ‌موضوع را بگو. گفت: می‌خواهم ببینم تو و بابا رضا می‌شوید من جبهه بروم؟

محمد خیلی به انقلاب و امام (ره) علاقه داشت. من به او می‌گفتم: محمد تو می‌روی جبهه و شهید می‌شوی، می‌گفت: من لیاقت شهادت را ندارم ولی اگر چنین سعادتی نصیبم شد، شما باید افتخار كنید.

توی یكی از نامه‌هایش نوشته بود كه یكدفعه اسلحه‌ام را توی سنگر گذاشته و با دوستم رفتیم بیرون. وقتی آمدم، دیدم اسلحه نیست. خیلی ناراحت شدم. در این لحظه فرمانده‌ام مرا خواسته و گفت: چرا اسلحه‌ات را گم كردی؟ گفتم:‌ اسلحه را توی سنگر گذاشتم و با دوستم لب رود رفته، وقتی برگشتیم، نبود. گفت:‌ حتماً باید آن را پیدا كنی، تا فردا مهلت داری كه آن را پیدا كنی. من نماز شب خوانده و دعای توسل را هم خواندم. گریه بسیاری كرده و از امام زمان (عج) خواهش كردم، كمكم كند تا اسلحه پیدا شود و در همین حال به خواب فرو رفتم و در عالم خواب دیدم امام زمان (عج) آمد و به من گفت:‌ اسلحه‌ات نزد فرمانده می‌باشد، آن را برداشته تا تو درس بگیری و مواظب اسلحه‌ات باشی. فردا صبح به فرمانده‌ام گفتم: اسلحه من نزد شماست؟ گفت نه، نزد من نیست. گفتم: چرا، من مطمئنم كه پیش شماست، گفت: از كجا فهمیدی؟ گفتم: من دیشب امام زمان (عج) را خواب دیدم كه به من گفت: «اسلحه‌ات پیش فرمانده می‌باشد». فرمانده هم از شوق به گریه شد و مرا بوسید و بعد اسلحه‌ام را آورد و گفت: از این به بعد بیشتر مواظب باش.

روحشان شاد و یادشان گرامی

   شادی ارواح طیبه شهدا خصوصاً خادمان هیئت شهدا ، سردار شهید حاج حسین اسدی و مرحوم حسین عربنژادو شهیدان حمید نخعی ، محمد بیدوئی نژاد، علی اسدی ،و محمد جلالی پو اجماعاً صلوات بلند ختم كنید.





نوع مطلب :
برچسب ها :

ارسال شده در تاریخ : دوشنبه 21 فروردین 1391 :: توسط : خادم الشهداء

1- ضمن معرفی خودتان بفرمائید چه نسبتی با شهید دارید؟

2- شهید فرزند چندم خانواده بود؟

3- آیا خاطره یا اتفاق خاصی در مورد تولد شهید بیاد دارید؟

4- وقتی که بچه بود شما آرزویتان در مورد آینده ی او چه بود؟

5- فکر می کنید فرق شهید با بقیه افراد خانواده شما چه بود؟

6- آیاخاطره ای از دوران كودكی شهید به یاد دارید؟

7- رفتار شهید در خانه چگونه بود؟

8-در مورد تحصیلاتش بگویید(آیا علاقه به درس خواندن داشت، رفتار او با معلمانش چگونه بود) ؟

 

10- نام دوستانش را به یاد دارید؟

 

11- در مورد موقعیت مذهبی خانواده خودتان در آن موقع بگویید؟

 

12- آیا شهید ازدواج کرده بود، اگر ازدواج كرده چند فرزند داشتند و  ملاک او برای ازدواج چه بود؟

 

13- شهید از بین افرد خانواده به چه کسی بیشتر علاقه داشت( علت این علاقه چه بوده)؟

 

14- رفتارشهید با شما و سایر خانواده و فامیل چگونه بود؟

 

15- در مورد دوران جوانی شهید بگویید؟

 

16(سئوال مهم)* به نظر شما عامل مهمی كه باعث شد شهید توفیق شهادت پیدا كند چه بود و در تربیت ایشان چگونه عمل نموده اید كه شهید این مسیر را انتخاب نمودند؟

17- شخصیت‌های دینی مورد علاقه‌اش كه بودند؟

18- شهید واجباتش را چگونه عمل می كرد؟(خمس، نماز، امر به معروف و نهی از منكر ، حج و ....)

19-آیا به مستحبات هم توجهی داشت؟(نماز شب،قرآن خواندن، دائم الوضو بودن، نماز جماعت و......)

20- شهید چه خصوصیات اخلاقی داشتند و در مورد علایق دینی شهید بگوئید؟

21- مخارج زندگی خود را چگونه تأمین می کرد؟

22-از فعالیت های او در زمان انقلاب بگویید(آیا قبل از پیروزی انقلاب ،شهید فعالیتی سیاسی، مبارزاتی،داشتند )؟

23- در مورد فعالیت‌های جبهه شهید بگویید؟

24- شهید موقع شهادت چند سال داشت؟

25-شهید وصیت نامه دارد و اگر دارد در وصیت نامه اش چه نوشته بود؟

26-از جبهه برای شما نامه می نوشت؟ اگر نامه می نوشت در نامه هایش چه چیزی می نوشت؟

27-درباره آخرین دیدارتان با شهید بگویید ، از لحظه وداع خودتان با شهید بگویید؟

28- آیا در مورد شهادتش خوابی دیده بودید و آیا به شما الهام شده بود كه او شهید می گردد؟

29آخرین سفارش و یا سفارشات شهید به خانواده چه بوده است؟

30شما چگونه از شهادت فرزندتان با خبر شدید ؟

31- در مورد نحوه شهادت شهید بگوئید؟

32-آیا دوستانش در مورد آخرین حرف‌های قبل از شهادتش چیزی گفته‌اند؟

33-در مورد تشییع او بگویید

31-بعد از شهادت او را در خواب دیده اید؟

32- آیا  حاجتی داشته اید كه از شهید خواسته باشید و حاجت روا شده باشید؟

33- پیام شما به عنوان( مادر ، پدر و سایر اعضا خانواده) شهید برای مسئولان کشور چیست؟

 

 

 

 

 





نوع مطلب :
برچسب ها :

ارسال شده در تاریخ : دوشنبه 9 خرداد 1390 :: توسط : خادم الشهداء
( کل صفحات : 28 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
درباره وبلاگ

مدیر وبلاگ: خادم الشهداء
منوی اصلی
آرشیو مطالب
مطالب اخیر
نویسندگان
پیوندها
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
جستجو