تبلیغات
پایگاه اطلاع رسانی شهدای خانوك - ماسك شیمیایی شهیدجواد زادخوش
 
پایگاه اطلاع رسانی شهدای خانوك
 
 

عملیات خیبر شروع شده بود و ما در منطقه ی طلائیه مشغول خدمت بودیم كه بمب‌های عراقی بر سر ما ریخته شد. من همراه چند تن از دوستان، برای در امان بودن از تیر و تركش دشمن، داخل یكی از تانك‌ها پناه گرفتیم. بالاخره یكی از دوستان طاقت نیاورد و گفت: «یعنی این همه توپ كه می‌زنند، هیچ‌كدام عمل نمی‌كند؟!»‌ بلافاصله بعد از گفتن این حرف به بیرون رفت و خیلی سریع برگشت و گفت: «دشمن تعدادی گلوله‌ی شیمیایی به منطقه زده است».
یكی از بچه‌های خانوک به نام « شهیدجواد زادخوش» گفت: «شنیده‌ام برای جلوگیری از شیمیایی شدن، پارچه‌ای را خیس كرده و مقابل دهان و بینی خود می‌گیرند.» خیلی سریع برای یافتن دستمال خیس از تانك بیرون آمده و به سمت سنگر دویدیم. داخل سنگر، هركس به دنبال آب و دستمال می‌گشت كه جواد ظرف آبی را روی پتویی ریخت و گفت: «بچه‌ها بیایید و هریك گوشه‌ای از این پتو را جلوی دهان و بینیتان بگیرید
».
ناگهان متوجه شدیم كه بوی پتو از بوی شیمیایی هم بدتر است. چون ظهر همان روز مقداری آبگوشت روی آن ریخته بود و بچه‌ها آن را همان‌طور جمع كرده و در گوشه‌ای گذاشته بودند تا در فرصتی مناسب بشویند
.
خلاصه، جواد در این موقعیت با خنده گفت: «مثل این‌كه این پتو هم شیمیایی شده است؟!» این‌جا بود كه هراس از گاز شیمیایی با شلیك خنده‌ی ما از بین رفت.

راوی : مظهری صفات





نوع مطلب :
برچسب ها :

ارسال شده در تاریخ : چهارشنبه 1 دی 1389 :: توسط : خادم الشهداء
درباره وبلاگ

مدیر وبلاگ: خادم الشهداء
منوی اصلی
آرشیو مطالب
مطالب اخیر
نویسندگان
پیوندها
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
جستجو